آموزش الگویابی ریاضی (اول دبستان) بسیار جالب

روش تدریس ریاضی, آموزشالگویابی در ریاضیات, سایت ریاضی, آموزش ریاضی مبتدی, آموزش ریاضی یکم, آموزش ریاضی اول ابتدایی

الگویابی

خاطره یک زنگ ریاضی

زنگ آخر بود. وقتی می خواستم به کلاس برم، از روی میز دفتر مدرسه، فلاکس چای و ده لیوان رو در سینی گذاشتم با خودم به کلاس بردم و از یکی از دانش آموزان کلاس دوم خواستم که یک پارچ آب بیاره.

بچه ها با تعجب نگاه می کردند. وسایل رو روی میز گذاشتم. سپس ۵ تا از لیوان ها رو پر آب و ۵ لیوان دیگه رو پر چای کردم.

به بچه ها گفتم خوب دقت کنید من می خوام این لیوان ها رو در یک ردیف، روی میز قرار دهم.

لیوان ها رو یکی یکی از سمت چپ مانند تصویر، روی میز قرار می دادم که از لیوان چهارم به بعد، بدون اینکه من از بچه ها سوالی بپرسم، خود به خود پیش بینی می کردند که چه لیوانی رو خواهم گذاشت و تا می خواستم لیوان رو از سینی بردارم به همدیگه می گفتند که: حالا آب برمی داره، حالا چای بر می داره، حالا آب بر می داره، … .

هر ده لیوان رو که گذاشتم به بچه ها گفتم: اگه خوب به لیوان ها نگاه کنید یک نظم و ترتیب خاصی دارند ومنظم در یک ردیف قرار گرفته اند (از کلمه ی «الگو» استفاده نکردم)، کی میتونه بگه که این لیوان ها به چه صورتی روی میز قرار گرفته اند؟

همه بچه ها می گفتند: چای آب چای آب چای آب …

آفرین بچه های عزیز، حالا من این بار جای لیوان ها رو تغییر میدم، به لیوان ها دقت کنید:

بسیار جالب بود، وقتی از بچه ها پرسیدم این بار نحوه قرار گرفتن این لیوان ها رو بگن پاسخ های متفاوتی شنیدم :

عبدالله: چای چای آب چای چای آب …

احمد:۲تا چای آب ۲تا چای آب …

مصلح: چای آب چای آب …

سعید: چای دوتا آب یکی چای دوتا آب یکی …

حمید: دوتا چای یکی آب دو تا چای یکی آب …

آفرین بچه های عزیز همه تون درست گفتین، حالا خودتونو تشویق کنین.

از بچه ها پرسیدم:

در بار دوم  هم مانند بار اول، همان لیوان های آب و چای رو ردیف کردم، درسته؟

بچه ها: بله

حالا بگین که  فرق دفعه دوم با دفعه اولی که لیوان ها رو به ردیف گذاشتم چه بود؟

بچه ها: دفعه دوم، چای رو ۲تا ۲تا گذاشتی.

آفرین، ولی تعداد آب ها هیچ تغییری نکرد درسته؟

بچه ها: بله.

پس از این به بعد وقتی می خواستیم ترتیب لیوان ها رو بگیم اول تعدادشون رو میگیم بعد اسم شون رو ، که در این جا می شه:

۲تا چای یکی آب ۲تا چای یکی آب ….

سپس چندین بار الگوها رو تغییر دادم و هر بار از بچه ها می خواستم که الگوی اون رو بیان کنن(الگو خوانی کنند).

کار با لیوان ها که تموم شد بچه ها رو به حیاط مدرسه بردم و آن ها رو متوجه الگوهایی که در اطرافشون بود کردم. و از بچه ها خواستم که نظم و ترتیبی که در آنها هست را بیان کنن:

یکی سفید یکی سیاه یکی سفید یکی سیاه …

یکی بزرگ یکی کوچک یکی بزرگ یکی کوچک …

و در آخر نیز به خیابان کنار مدرسه رفتیم و در حالیکه مواظب بودم بچه ها از من فاصله زیادی نداشته باشند، بچه ها که مبحث الگویابی یا همون الگوخوانی رو کامل درک کرده بودند به محض دیدن جدول ها، متوجه الگوی اون شدند و الگوی اون رو بیان کردند:

یکی سیاه یکی زرد یکی سیاه یکی زرد…

به کلاس برگشتیم و در حالیکه بچه ها، خواندن الگوها رو کاملا یاد گرفته بودند و برای جلسه بعد که باید سراغ کتاب بروند و الگوهای کتاب رو ادامه دهند آمادگی کامل رو داشتند، این زنگ به پایان رسید.

منبع: beheshtiscl.blogfa.com

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *